![]() |
![]() |
|
| اجتماعی - اخلاقی - پند ها و حکمت ها(استفاده از مطالب برای عموم آزاد است) |
|
در زندگی همیشه رخدادها مطابق تصور من نیست لیکن من به روند زندگی اعتماد دارم که از من حمایت میکند و عالی ترین خیر و صلاحم را به من هدیه میکند دری بسته شود درهایی گشوده می شوند. در آنچه برای من اتفاق می افتد خیری نهفته است .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 23:17 توسط مهران ماکوئی |
|
|
سلام علیکم برای رسیدن به موفقیت، خوشبختی،احترام ومقام بایدهمه ی فکر و توان خود را بر روی مهم ترین کار و هدفی که در زندگی دارید متمرکزکنیدو آنرا به بهترین نحو و بطور کامل انجام دهید کلید موفقیت درعمل کردن است این اصول برای دستیابی به پیشرفت و موفقیت سریع،مفید و سودمندهستند .هرچه زودتر آنها را یاد بگیرید و به کار ببندیدسریع تر در کار خود پیشرفت خواهید کرد. هیچ حد و مرزی برای آنچه می توانید انجام دهیدوجود نداردبشرط آنکه هدفتان را مشخص کنیدو برای رسیدن به هدفتان برنامه ریزی کرده و تمام توان و افکار خود را بر روی آن متمرکز نماییدو برای دستیابی به هدف خود مهلت تعیین کنید. موفق باشید |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 22:59 توسط مهران ماکوئی |
|
|
من خواسته ها و آرزوهایم را به پروردگار میسپارم
او وکیل و حامی من است و من در عشق او غرق
می شوم او مرا در کارهایم هدایت می کند و من
همیشه شاکر و سپاسگزار نعمت های او هستم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 16:57 توسط مهران ماکوئی |
|
میلاد با سعادت عدالت گستر جهان منجی عالم بشریت
لنگر زمین و زمان دوازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و
ولایت حضرت بقیه الله اعظم عج را به همه ی منتظران و
رهروان واقعی آن حضرت تبریک و تهنیت می گویم مهدی فرخنده لقا به جهان به جهان آمده نور دل اهل ولا به جهان به جهان آمده شد شب میلاد امام زمان مژده ی شادی به همه شیعیان دارد احبّا ز ولا همه جا به لب این زمزمه گشته دگر نغمه سرا دل ما چو هزاران همه آمده چون بدر دجا به خدا پسر فاطمه رخ بنمود آن مه افلاک جان مژده ی شادی به همه شیعیان سر شده ایام محن به وطن خبری خوش رسید غنچه لب و غنچه دهان به چمن چه صفا آفرید فاطمه گوید به حسن گل من به گلستان دمید عسگری از شوق بُود شادمان مژده ی شادی به همه شیعیان آمده مهدی که جهان سرو جان به فدایش کنند روی سلامی به زبان همگان به سرایش کنند چاره شود درد نهان به عیان چو صدایش کنند سائل کویش ملک آسمان مژده ی شادی به همه شیعیان ما همه محتاج عطا چو گدا به در سروریم بنگرد ار همچو همه به سما ز شعف می پریم گر رود از تن به خدا سر ما پی آن گوهریم ما همه دلداد ه و او دلستان مژده شادی به همه شیعیان وه که مبدّل ز قدر به سحر شب زهرا شده نخل وفا داده ثمر گل تر به چمن وا شده واله آن روی قمر بنگر دل شیدا شده سایه ی او بر سر کون و مکان مژده ی شادی به همه شیعیان پاک پروردگارا ما را از رهروان و منتظران واقعی مولا مهدی صاحب الزمان عج قرار بده( آمین یا رب العالمین
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7:15 توسط مهران ماکوئی |
|
سوم شعبان ، طلوع خورشید مدینه ، و
چهارم شعبان ، پدیدار شدن قمر منیر بنی هاشم ، ساقی دشت کربلا ، سپهر وفاداری و ایثار ،حضرت ابوالفضل العباس (ع) بردلدادگان شوریده علمدار مبارک .
وهمچنین فرا رسیدن میلاد فخر العابدین حضرت زین العابدین امام سجاد (ع) را به انانکه دوستدار رسیدن به لقاء خدا هستند تهینت می گویم .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 13:57 توسط مهران ماکوئی |
|
|
شاعری پانصد بیت شعر در مدح حضرت علی علیه السلام سروده بود سحرگاه به حرم امیرالمومنین علی ع رفته ودر پیش روی آن بزرگوار اشعارش را میخواند و به خانه اش باز میگردد شبانگاه در خواب حضرت امیرع را میبیند عرض میکند یا علی آن اشعار را در مدح هر کس میگفتم صله و هدیه میگرفتم آن حضرت می فرماید (لکل بیتٍ بیتٌ فی الجنة) چون شاعر کرایه نشین بوده عرض میکند مولای من ،یکی را در این دنیا میخواهم و جهارصدونود و نه تا را در آخرت بده . مولا میفرماید برو این شعررا در محضر فلان مرجع تقلید بخوان . صبح وقتی از خواب بر میخیزد به سراغ آن مجتهد میرود و اشعار را میخواند آقا کیسه ای پول به شاعر میدهد شاعر با عرض تشکر بر میگردد و مستقیم به بنگاه معاملات ملکی رفته تا خانه ای بخرد بنگاهی به شاگردش می گوید برو آن مرد فروشنده را بیاوروشاگرد رفته کسی را می آورد معامله میکنند و قیمت خانه مشخص میشود شاعر درب کیسه را باز میکند تا ببیند چقدر پول دارد و چقدرش کم است وقتی می شمارد میبیند درست مبلغ آن خانه در کیسه موجود است. میلاد پر برکت مولا امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام و روز پدر بر همه ی شیعیان واقعی آن حضرت و بر تمامی پدرانی که محبت مولا را دردل دارند مبارکباد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 17:30 توسط مهران ماکوئی |
|
|
در روستایی اختلاف ملکی بین دو نفر ایجاد شده بود آنکه ذیحق بود به طرف مقابل می گوید دست بر سر پسر دوازده ساله ات که در کنارت هست بگذار و به مرگ او قسم بخور و بگو که حق با من است من ادعایی نخواهم داشت آن نگون بخت می گوید نه برحضرت ابوالفضل علیه السلام قسم میخورم و او نیز قبول می کند و سوگند را انجام می دهد و لیکن همانروز تا غروب آن پسر دوازده ساله از دنیا می رود و خبر این سوگند دروغین به حضرت عباس ع و فوت آن پسر بچه در همه ی بلاد پخش می شود. جان فدای آنکه لطفش بی حساب قهر او می افکند در تب وتاب حاجت هر مستمند آرد یقین ظلم و ظالم را کند نقش زمین |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 23:51 توسط مهران ماکوئی |
|
|
پیر عارفی می گفت در جوانی چوبدار بودم (کسی که گلّه ی گوسفند نگهداری میکند) در مسیر روستا به چراگاه رودخانه ای بود وبرای عبور از آن پلی وجود داشت برای بردن گوشفندان به چراگاه مجبور بودم از روی آن پل گله را عبور دهم روزی مثل همیشه گوسفندان را برای بردن به چراگاه از روی آن پل عبور می دادم درمیان گله قوچ پر قدرت و گردن کلفتی داشتم که به بقیه ی حیوانات زور می گفت دیدم آن قوچ مغرور به یکی از گوسفندان ماده که تازه بچه دار شده بود پیله کرده وبا شاخهای تیزش او را میزند و اون حیوان بیچاره برای اینکه به فرزندش صدمه ای نرسد فرار نمی کند به وسط های پل رسیده بودم یکدفعه آن قوچ کج اندیش با یک جهش گوسفند بیچاره را به پایین پرت کرد همه ی گله بی توجه از پل رد شدند ولی فرزند آن گوسفند در همانجا ایستاد و به جان دادن مادرش نگریست وقطرات اشک از چشمانش جاری شد من نیز مات و مبهوت به این ماجرا خیره شده بودم وقتی مطمئن شدم حیوان بیچاره مرده و تمام کرده آن حیوان کوچولو را بغل کردم و با خودم به میان گله بردم دو سال از این ماجرا گذشت در طول این دوسال آن بره گوسفند بزرگ وقوی هیکل شد و شاخهای قشنگی درآورد از قضا ی روزگار مثل همیشه گوسفندان را برای چرا از روی همان پل عبور میدادم درست در همان محل که مادرش توسط آن قوچ پیر و مغرور کشته شده بود ایستاد من کنجکاو شدم که چرا ایستاده است تا اینکه آن قوچ قاتل به نزدیک او رسید در یک لحظه خیزی برداشت و با شاخهایش چنان ضربه ای به آن قاتل مادرش زد که او نیز درست از همان محل به پایین پل پرت شد ودر دم جان داد ایستاده بود و جان دادن وی را تماشا میکرد ولی این بار برق شادی از چشمانش نمایان بود وقتی مطمئن شد که مرده است دوید و به سایر گوشفندان ملحق شد آن روز من درس بزرگی از روزگار گرفتم دریافتم که هیچ ظالمی پایدار نمی ما ند . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:29 توسط مهران ماکوئی |
|
|
دل شده شیدای تو یا فاطمه محو تجلاّی تو یا فاطمه تاج سر عالم امکان بود خاک کف پای تو یا فاطمه نامه ی اعمال من بی ثبات کی دهد از نار عذابم نجات؟ دارم امیدی که توبخشی برات داده قوامت حق قائم به ذات پاک شود این ورق از سیّئات گر بود امضای تو یا فاطمه تا تو در بهشت را وا کنی بهشت را بهشت زهرا کنی شفاعت از اهل تولاّ کنی به عاشقان جایزه اعطا کنی حکم بهشتیان تو امضاء کنی اذن خدا رای تو یا فاطمه
آدیوه قربان کسرم - دیرم فاطمه سن سن آنا تاج سرم - دیرم فاطمه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 1:9 توسط مهران ماکوئی |
|
|
درصف پمپ بنزین بودم پیکانی بنزین تمام کرد راننده اش مجبور شد تا رسیدن به جایگاه سوختگیری آن را هل دهد از راننده وانتی که پشت سرش بود خواست تا در هل دادن به او کمک کند ولی او امتناع ورزید یکی دیگر به وی کمک کرد تا ماشینش را هل دادند صف طولانی بود بایستی چندین نوبت ماشینها حرکت کرده و می ایستادند تا به جایگاه برسند یک نفر چهار لیتری پر بنزین آورد و به اون راننده پیکان داد تا مجبور به هل دادن نباشد اتفاقا" وانتی که به اون بنده خدا کمک نکرده بود هر چه استارت زد ماشینش روشن نشد معلوم شد که او هم بنزین تمام کرده است هیچکس به وی کمک نکرد تا مجبور شد خودش بتنهایی وانت را هل دهد ولی وانت سنگین بود زورش نمی رسید نهایتا" همون راننده پیکان که از او درخواست کمک کرده بود و راننده وانت به وی کمک نکرد، آمد و وانت او را هل داد تا به جایگاه سوختگیری رساندند راننده وانت خیلی خجالت کشید. چرا؟؟؟ چرا عبرت نمیگیریم؟ از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو زجو |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم تیر 1387ساعت 15:50 توسط مهران ماکوئی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
بسم الله الرحمن الرحیم
یا قاضی الحاجات یا کافی المهمّات یا رافع الدّرجات یا دافع البلیّات یا مفتّح الابواب یا شافی الامراض یا حلاّل المشکلات یا مسببّ الاسباب یا مجیب الدّعوات یا ارحم الراحمین . یا ربّ بمحمّد و علیّ و زهرا یا ربّ بحسین و حسن آن آل عبا کز لطف برآر حاجتم در دو سرا بی منّت خلق یا علیّ الاعلی سلام علیکم ورود شما را خوش آمد میگویم از خداوند متعال توفیق همگان را آرزومندم از همه عزیزان التماس دعا دارم امیدوارم این هدیه معنوی ذخیره ای برای آخرتم بوده باشد. لا اله الا الله الملک الحق المبین- ای دی حقیر aidin_gunash یا هو من لا هو الا هو |
|
RSS
|